نقطه چین تا خدا

اینجا خونه دل تنگیهامه ... ازاین جا همه ی حرف ها مستقیم ارسال میشه برای خدا

امروز خار های بی وفایی خاک زمین به دور پاهایم پیچید اروم

نشتم و تک به تک شاخه هارو شکستم و باز کردم تمام خارها

را ...اما دستهایم زخمی شدو کمرم خمیده نگاهی کردمو خدیدم

و گفتم: تو میمانی و من میگذرم این رسم مسافر رفتنی است...

نوشته شده در جمعه ٢۳ امرداد ۱۳۸۸ساعت ۱٢:۱٦ ‎ق.ظ توسط نظرات () |